موریارتی : به زودی شروع می شه شرلوک.سقوط.اما نترس.سقوط هم مثل پروازه.فقط مقصدش پایاتره.

شرلوک : هیچ وقت از معما خوشم نیومده.

موریارتی : سعی کن بیاد.برای این که من بهت یه سقوط بدهکارم.من ... بهت ... بدهکارم.

 

*         *         *

 

سلام به همگی

توی این پست می خوایم یه سری به اپیزود آبشار رایخن باخ بزنیم و سه موضوع رو بررسی کنیم که در ادامه می خونیدشون.

 

اول یه یادآوری داشته باشیم و بعدش بریم سر اصل مطلب:

 

 

(خانه ی شرلوک)

جان : شرلوک یه چیز عجیبی ... چی شده؟

شرلوک : آدم دزدی!

لستراد : روفوس بورول (Rufus Bruhl) ، سفیری که تو آمریکا بود.

جان : اون که توی واشنگتنه مگه نه؟

 

 

لستراد : خودش نه بچه هاش.مکس و کلودت.۷ و ۹ ساله.خونه شون توی سنت اولتیسه.

 

 

داناوان : پانسیونی در منطقه ی ثروتمنده بیرون لندن.

لستراد : مدرسه تعطیل می شه.بچه ها می رن خونه هاشون.یه چندتا باقی می مونن که دوتاشون همینان.

 

 

ادامه در ادامه مطلب: