این پست یکی از روزنوشته‌هام به تاریخ ۰۳/۰۶/۰۵ عه و چون جزو خاطرات قشنگمه اینم به این جا انتقال دادم. در کل چون موضوعش شرلوکه زیاد روزنوشته نداشتم ولی یه سریاشونو که دوستشون میدارمو همون طور که قبلا هم گفتم این جا منتقل میکنم.

 

*         *         *

 

ساعت از 11 شب گذشته... مکالمه ذهنی که با خودم دارم:

 

 

J : خب بگو ببینم فکر میکردی آخر و عاقبتت به این جا بکشه؟

- به کجا، جان؟