قسمت سوم - .A comet that went out

این هم از قسمت سوم داستانی.

فقط یه توضیحی قبل از این که برید ادامه ی مطلب و داستان رو بخونید بدم. تصویرهایی که در بین متن داستان استفاده می کنم (همین طور که در قسمت اول و دوم داستانی هم دیدید.) برای تصویر سازی هر چه بهتر داستانه. یکی از این تصویرها ، تصویر خونه ی قدیمی شرلوکه که مایکرافت ، شرلوک و جان رو به روی خونه ایستادن. می خواستم بگم توی این تصویر فقط می خواستم تصویر خونه ی بچگی های شرلوک رو یادآوری کنم و این سه نفر (مایکرافت ، شرلوک و جان) ربطی به خاطره ای که شرلوک به یاد میاره ندارن. اگه داستان رو بخونید متوجه می شید که چی می گم. پس برای خوندن داستان ، بریم ادامه ی مطلب. 🌹

  • شرلوک هلمز

قسمت اول - Help me brother

این از داستانی‌هاییه که قبلا توی 5 قسمت نوشتم می خواستم همه شو توی یه پست بیارم که نمیشد چون این جا محدودیت تعداد حرف (20000 حرف) برای هر پست وجود داره پس بازم قسمتا رو جدا جدا میذارم. زیاد قابل توجه نیست و قطعا اگه الان بخوام یکی بنویسم، صد در صد به این شکل نیست ولی خب چون از نوشته های خیلی قدیمه (مربوط به سال 1400)، دلم نیومد که این جا نباشه.

مثل همیشه بریم ادامه مطلب:

  • شرلوک هلمز

به گل داوودی نگاه کن!

انولا ، به گل داوودی من نگاه کن!

 

 

درسته.در دوران ویکتوریا و حتی همین الان هم گل ها نماد کلماتی خاموش بودن!

 

 

می خواستم برای سینمایی انولا هلمز که به تازگی (2 مهر) اکران شده ، نقدی بنویسم ولی بعدش دیدم که من آدم نقد نوشتن نیستم. 😅 به جاش به یه موضوع خیلی زیبا از این سینمایی می پردازیم و یه طورایی به سریال شرلوک ربطش می دم. (این پست به دلیل اسباب کشی از وبلاگ بیان به این بلاگ دوباره انتشار داده شده است، منظور از به تازگی مربوط به تاریخ انتشار این پست در بلاگ قبلیم بوده. یعنی تاریخ ۹۹/۰۷/۲۵)

در این پست می خواهیم با هم درباره ی نمادهای گل ها اطلاعاتی به دست بیاریم.پس لطفا به ادامه ی مطلب برید. 🌹

  • شرلوک هلمز